20 ماه عاشقی-شروعی دوباره
نازنینم دردانه ای ۲۰ ماه شد
خدایا نمیدانم با کدامین زبان شکر گویمت که بی همتا و رئوفی فقطمیتوانم بگویم که این بنده پر از خطا سر به آستان تو نهاده و فقط شاکرت است و از تمام نعمتهای که بهش عطا فرمودی سپاسگزار
خدایا شکرت که بزرگترین نعمت زندگی را به ما ارزانی دادی و امروز پسرم ۲۰ ماهه شد ۲۰ ماه از روزی که چشمهای بر چشمهای معصومش دیده گشود میگذرد و ۲۰ ماه است که من عاشق بی نظیر ترین عشق زمینی گشته ام و مرا اگر لایق این نام باشم با نام مقدس مادر میخوانند
امروز فقط خواستم تولد گلم رو تبریک بگم فردا مفصل مینویسم از دردانه م
و فقط اینکه در آغاز ۲۰ ماهگیت دوباره برگشتم به کار یه محیط جدید و یه کار جدید اون محیط و اون کار خستم کرده بود خیلی تلاش کردم که بمونم خونه اما با روحیم سازگاری نداشت و نتونستم تو خونه دوام بیارم
دوست دارم عزیز دلم دوست دارم دردانه من عشقم
صدرا دردانه وجودم تویی که عشق را به من ارزانی دادی میخواهم از تو و لحظه لحظه رشدت بنویسم تا زمانی که در کنارت هستم